مقدمه

*** در ارزیابی دایره المعارفها سبک نگارش ، شایستگی همکاران، عدم تعصب در میان افکار و عقاید فرم و مهمتر از همه نمایه مورد نظر قرار می گیرد 0

منابع زندگینامه ای وسیله ای برای پاسخگویی به بسیاری پرسش هایند . یک کتابدار ورزیده می تواند از همین منابع به یاری نمایه ها پاسخ به پرسشهای دیگری جز وصف زندگیها را بیابد روش تنظیم زندگینامه ها تفاوت دارد . روش الفبایی معمول تر است اما تنظیم الفبایی بر اساس نام کوچک موسوم است

*** در ارزیابی کتاب شناسی ها باید نکاتی همچون دامنه، اعتبار، تنظیم طبیعت مدخلها، وسایل کمکی برای بازیابی اطلاعات ، فاصله انتشار و شماره های درهم کرد و شکل مد نظر قرار گیرد .

*** در ارزیابی فرهنگها :

 فرهنگها سیاهه و صورتی از لغات یک زبان است و اطلاعات آنها نیز در حقیقت بیانگر و توصیف کننده آن لغات است . چون زبان پدیده ای است که مرتب در حال تغییر است هیچ فرهنگی نیز نمیتواند با گذشت زمان جامعیت و دقت خود را در آن حد که موقع انتشار داشته حفظ کند 0 فقط فرهنگی میتواند از گزند روزگار در امان بماند که به زبانی مرده و ایستا تعلق داشته باشد.

*** در ارزیابی زندگی نامه ها باید نکاتی چون 1- نحوه انتخاب صاحبان ترجمه 2- اعتبار زندگی نامه نویس   3- اعتبار ناشر .

وجود کتاب شناسی و تعین اعتبار منابع و ماخذ مورد استفاده زندگی نامه نویس از اهمیت خاصی برخوردار است .

نحوه چاپ : نوع حروف و بخصوص صحافی کتابهای زندگی نامه ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است .

*** ارزیابی منابع جغرافیایی :

بیشتر به ارزیابی نقشه ها و اطلسها می پردازیم . در تهیه نقشه از ریاضیات و هنر های گرافیکی استفاده زیادی می شود و از این در ارزیابی نقشه ها و اطلسها نیاز به دقت و مهارت دارد .

در مورد منابع جغرافیایی عامل روزآمد بودن  مقیاس شکل ظاهری  در ارزیابی دایره المعارفها باید به نکات زیرتوجه کرد .

1-     دامنه یا همان پوشش موضوعی تاکید مجموعه و نوع مخاطبان .

2-      اعتبار که شامل صحت مطالب و موثق بودن آنها می باشد.

3-      شیوه نگارش

4-      بهنگام بودن : مثلا اینکه آیا ناشر تصمیم گیری به بازنگری اثر دارد یا خیر.

5-     دیدگاه و سو گرایی.

6-      روش تنظیم و مدخلها

7-     نمایه : که برای رسیدن به اطلاعات درون متن ارجاع داشته باشد.

8-     قالب : شامل شکل فیزیکی و تصاویر .

9-     قیمت .

10-وجود کتاب شناسی. آگهی ها و تبلیغات نقش بسزایی در تغییر دایره المعارفها ایفا می کند.

 

ارزیابی کتابشناسیها

در ارزیابی کتابشناسیها(ملی ،تجاری،گزیده ای،موضوعی و...) منتقد باید نکات زیر را در نظر داشته باشد.

اول دامنه. دامنه کتابشناسی باید در نقد وبررسی بطور روشن ومختصر توصیف شود.

1- كتابشناسی چه تعداد مدخل را در بر می گیرد؟ در صورتی که تعیین تعداد مدخلها ممکن نباشد ،منتقد باید تعداد آنها را به صورت تقریبی بر آورد نماید.

2-آیا کتابشناسی جامع است یا گزیده ؟

3-در صورتی که گرد آورنده مدعی است که اثرش کتابشناسی جامع است آیا همه مواد چاپی را بدون توجه به زبان ،کشور وتاریخ نشر در بر می گیرد؟ آیا این کتابشناسی آثار چاپی جوانان و بزرگسالان ،وآثار عامه پسند و مورد نیاز محققان را در     می گیردیا خیر؟

4- اگر کتابشناسی گزیده است ،منتقد باید اصول گزینش را بیان کند و اثر را در درجه نخست در ارتباط با هدفها و بر نامه ریزی آن ارزیابی کند.

4-1.آیا قواعد واصول گزینش بر حسب نیازهای مراجعان و محدودیتهایی چون موضوع ،زبان ،زمان ،محل نشرو نوع مواد تعیین شده است یا نه؟

 5-منتقدان باید در مورد قبول بی چون وچرای آنچه در ارتباط با حدود، دامنه و پوشش کتابشناسی از طرف ناشر در مقدمه کتابشناسی آمده با احتياط بر خورد نمایند.

1-5.کتابشناسی تا چه حد به پوشش دامنه ای که مورد نظر بوده دست یافته است .این کار را می توان از طریق ارزیابی، به صورتی که ممکن باشد ،انجام داد،مثلا مقایسه قسمتی از این کتابشناسی با منابع دیگر،یا از طریق مقایسه مدخلهای این کتابشناسی معتبر،یا اینکه چه تعداد ازآثار مهم مرجع را در بر گرفته است.

دوم .اعتبار.در مورد کتابشناسیهای انتخابی وگزیده وکتابشناسیهای گزارمانی که به بررسی کتابها پرداخته اند،اعتبار تهیه کننده ،ویراستار،معیارهای او در انتخاب و صلاحیت ویراستار ونویسندگان ،یادداشتها و خلاصه های کتابها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

1-تهیه کننده کتابشناسی تا چه حد صلاحیت انجام این مهم را داشته است؟ آیا او یک کتابشناس است و یا سر از تفنن دست به چنین کاری زده است؟آیا در مورد کتاشناسیهای موضوعی ،تهیه کننده متخصص است یا نه؟تحصیلات آکادمیک وتجربیات تخصصی او تا چه اندازه است؟

2-ناشر وکسانی که از تهیه کننده حمایت کرده و اورا در انجام کارش یاری داده اند ،از چه میزان اعتباری برخوردار هستند؟

سوم.تنظیم.منتقد باید تنظیم مدخلها و نظم کتابشناسی را در ارتباط با اهداف آن بررسی وارزیابی نماید.

1-آیا برای تنظیم- در کتابشناسیهای موضوعی- از سر عنوانهای موضوعی مهم ومعتبر استفاده شده است؟در صورتی که تنظیم کتابشناسی موضوعی بر اساس یکی از نظامهای رده بندی است،اعتبار واهمیت آن نظام تا چه حداست وتا چه اندازه در تهیه کتابشناسی اصول آن نظام رده بندی رعایت شده است.

2-آیا در تنظیم کتابشناسیهایی که بر اساس نام نویسندگان ومؤلفان مرتب شده اند،اصول واستانداردهای لازم به منظور یکسانی وهماهنگی در کل کتابشناسی رعایت شده است؟

3-آیا ارجاعات لازم در تنظیم کتابشناسی بکار گرفته شده است؟

چهارم .طبیعت مدخلها.مدخلها باید بدقت بررسی شوند و میزان اطلاعات کتابشناختی که برای هر یک از آنها داده شده تعیین گردد.

1-آیا همه عناصر مهم کتابشناختی (شامل نام ونام خانوادگی نویسنده ،عنوان ،ویرایش یا چاپ،صفحه شمار،سری و...)را شامل می گردد یا نه؟

2-آیا بهای کتاب در اطلاعات کتابشناختی داده شده است؟

3-آیا در کتابشناسی عناوین نایاب مشخص شده اند؟

4-آیا کتابخانه دارنده کتاب را نشان میدهد؟این اطلاع در مورد فهرستگانها و فهرستهای نسخ خطی از عناصر واجب والزامی است.

5-آیا علاوه بر اطلاعات کتابشناختی ،یادداشت و خلاصه ای وجود دارد یا نه؟یادداشت همراه کتاب چگونه است؟توصیفی است ؟ارزیابی است؟و یا ترکیبی است از هر دو نوع.

پنجم.وسایل کمکی برای بازیابی اطلاعات

.منتقد باید روشن نماید که علاوه بر تنظیم کلی کتابشناسی چه وسایل وامکانات کمکی برای بازیابی اطلاعات در اختیار مراجعه کننده کتابشناسی وجود دارد؟نمایه های کتابشناسی باید به دقت توصیف و ارزیابی گردد،نباید فرض کرد که این نمایه ها کامل وکافی ودرست هستند،بلکه لازم است تعداد زیادی مدخل را از نمایه انتخاب کردودر متن کتابشناسی آنها را بررسی کردو با این نمونه گیری وبررسی و آزمایش آنها ،درجه اعتبار وصحت و کارآیی نمایه ها را تعیین کرد.

ششم. فاصله انتشار وشماره های درهم کرد.

منتقد باید فاصله انتشار کتابشناسی را با توجه به اهداف و طبیعت آن بررسی کند.آیا کتابشناسی هنگام انتشار بیش از حد لازم ،کهنه نشده و کارآیی خودرا از دست نداده است؟

وضعیت شماره ها ،پیوستها،در هم کرد این شماره ها و فاصله انتشار آنها ،نمایه های در هم کرد و امثال آنها باید بدقت ارزیابی وبررسی گردد.

هفتم. شکل.در این مورد ارزیاب ومنتقد باید چند موضوع را بدقت ارزیابی وبررسی نماید.

اولا-ازنظر وضعیت ظاهری وصفحه آرایی.

1-آیا اندازه وقطع کتابشناسی مناسب است؟

2-در صورتی که متن کتابشناسی به طریق افست از صفحاتی که قبلا تایپ شده اند تهیه وچاپ شده، آیا حروف ومطالب آن به حد کافی روشن وخوانا هستند؟

3-آیا در چاپ ، به منظور سهولت در امر بازیابی،از حروف مختلف برای نشان دادن نا ونام خانوادگی مولف ، عنوان ، و اطلاعات کتابشناختی استفاده شده است؟

ثانیا-کاغذ.آیا کاغذ نازک،محکم و مناسب برای تهیه کتابشناسی در نظر گرفته شده است؟

ثالثا-صحافی.صحافی کتابشناسیها- مانند سایر کتابهای مرجع باید محکم باشد.شیرازه کتاب محکم ودر عین حال به   گونه ای باشد که کتاب به سهولت باز وبسته گردد.بهتر است صحافی کتابشناسیها ته دوخت باشد،بهر حال(چه ته دوخت باشد چه ته چسب)نحوه صحافی باید به گونه ای باشد که در موقع باز کردن کتاب مطالبی که در قسمت درونی کتاب قرار        می گیرند قابل استفاده و خواندن باشد.

هشتم ارتباط با کتابشناسیهای موجود.منتقد باید کتابشناسی مورد ارزیابی را با کتابشناسیهای شبیه ومانند آن که موجود هستند مقایسه نماید.آیا تهیه این کتابشناسی دوباره کاری نیست؟وبر آثار مشابه چه برتری هایی دارد؟

 

 

ارزیابی دایرةالمعارف ها

اکثر کتابداران و به تبع آن افراد دیگر به یک یا دو منبع برای ارزیابی بی طرفانه دایرةالمعارف ها ،در هر دو قالب چاپی و الکترونیکی ،روی می آورند . این منابع مورد اطمینان ،امتحان شده و دارای صحت می باشند. یک منبع پایه در میان نقدها ،مقاله مشهور "Reference Books Bulletin"  در Booklist می باشد.

نقاط ارزیابی

کتابداران تمایل دارند خود تصمیم بگیرند دایرةالمعارف های بهتر کدام ها هستند. تصمیم آنها در وهله اول بر میزان استفاده روزانه از هرمجموعه استوار است،اما در یک ارزیابی قانونمند ویژگی های خاصی باید مد نظر قرار گیرد:

1) دامنه یا همان پوشش موضوعی ،تأکید مجموعه ونوع مخاطبان

2)اعتبار،که شامل صحت مطالب و موثق بودن آنها می باشد.

3)شیوه نگارش

4)بهنگام بودن ؛مثلا اینکه آیا ناشر تصمیم گیری به بازنگری اثر دارد یا خیر

.5)دیدگاه وسوگرایی

 6)روش تنظیم ومدخلها

7)نمایه،که برای رسیدن به اطلاعات درون متن ،ارجاع داشته باشد.

 8) قالب ،شامل شکل فیزیکی وتصاویر

9) قیمت

10) وجود کتابشناسی . آگهی ها و تبلیغات نقش بسزایی در تغییر دایرةالمعارفها ایفا می کنند

دامنه

دامنه دایرةالمعارف های تخصصی از نام آنها مشخص است و البته در موقع استفاده از آنها آشکارتر خواهد شد. دامنه دایرةالمعارف های عمومی عمدتا با دو عامل سطح سنی و تأکید موضوعی مشخص می شود.

سطح سنی : دایرةالمعارفهای کودکان مانند World Book  با برنامه آموزشی آنها گره خورده است. در نتیجه نسبت به دایرةالمعارفهای بزرگسالان مثل Britanica مطالب عمیق تری درباره موضوعات مناسب برای دانش آموزان مدارس دارند. بسیاری از ناشران دایرةالمعارفها ،بزرگسالان را از طریق کودکان هدف تبلیغات عمده خود قرار می دهند. تمام مجموعه های پایه ادعا دارند که همه دانش آموزان می توانند آثار آنها را بخوانند و بفهمند. این شاید در مورد یک کودک استثنایی و تیزهوش صادق باشد. اما کتابدار در موقع خرید یک مجموعه وظیفه دارد سطح سنی واقعی آن را در نظر بگیرد نه سطح سنی ای که صرفا در تبلیغات اعلام می شود. تلاش برای اینکه همه آثار را برای همه سطوح سنی مناسب کنند،دو نتیجه دارد: 1)در بسیاری از دایرةالمعارفهای سطح بزرگسالان وقتی مطالب را خلاصه می کنند که کودکان هم بتوانند آنها را به آسانی درک نمایند،دیگر آن آثار مناسب بزرگسالان نخواهد بود و 2)اقدام به شفاف سازی مطالب برای سطوح سنیایین تر ،اغلب به شیوه ای بیش از حد ساده برای مطالب پیچیده می انجامد.

تاكيد مجموعه: اگر گروه سنی یک راه برای یافتن دامنه دایرةالمعارف باشد، تاکید ویراستار راه دیگر آن است. زمانی در این امر تنوع بیشتری نسبت به امروز وجود داشت. مثلا یک مجموعه از نظر علمی حائز اهمیت بود و دیگری از نظر ادبی. اما امروزه "تاکید مجموعه" بیشتر برای انتخاب یک دایرةالمعارف برای متخصصان یا عامه مردم کاربرد دارد. مثلا چرا در بسیاری از دایرةالمعارف های بزرگسالان، به موضوع تبلیغات تقریبا به همان اندازه دموکراسی پرداخته شده است. منظور این نیست که بیاییم ودر مورد ارزش هر موضوع بحث کنیم؛ بلکه تنها ذکر این نکته است که بررسی مساله تاکید یک شیوه برای تعیین دامنه است.

 دامنه در قالب سی دی رامی و درون خطی: تعیین دامنه در قالب الکترونیکی، تشخیص این است که ناشر چه مقدار از یک سی دی رام یا قالب خطی را کاسته یا چه مقدار بر آن افزوده است؟ این مقایسه با قالب چاپی اصلا کاربردی نیست. مساله اصلی (که جزئیات بیشتر آن در قسمت "قالب" آمده) اینست که چه مقدار مطالب خارجی، باید به دایرةالمعارف اضافه شود. علاوه بر امکانات صوتی، تصویری و غیره، تقریبا همه مجموعه های مربوط به جوانان دبیرستانی تا دانشگاهی، اطلاعاتی را از کتاب های مرجع پایه، از واژه نامه ها و اطلس ها گرفته تا کتاب های نقل قول و آلماناک ها به مجموعه خود می افزایند. باید دید که آیا آنها مورد نیاز هستند یا نه؟ واینکه چگونه این مطالب اضافی با الگوهای جستجو هماهنگ شده اند؟

اعتبار

یک پرسش اساسی برای هر کتاب مرجع اعتبار آن است.اگر کتابی معتبر باشد، اغلب به دنبال آن می توان گفت روزآمد، موثق و نسبتا بی غرضانه است.

اعتبار را از اسامی متخصصان و کارشناسانی که مقالات را امضا کرده اند یا به عنوان دست اندرکار مجموعه فعالیت داشته اند، می توان تشخیص داد. همینطور از طریق نام ناشری که آن را منتشر کرده است. سه آزمایش سریع برای یافتن اعتبار یک مجموعه وجود دارد:

 1) تشخیص یک نام برجسته، به ویژه نام نویسنده بهترین و جدیدترین کتاب در یک زمینه موضوعی

 2) بررسی سریع یک زمینه موضوعی که خواننده با آن آشنایی دارد و نظر به اینکه آیا نویسندگان سرشناس آن رشته در فهرست دست اندرکاران آمده یا خیر

 3) و بالاخره نظرافکندن بر صلاحیت های یک نویسنده (از روی سمت آن فرد، مدارج تحصیلی، شغل و چیزهای دیگر از این قبیل) واینکه آیا این موارد به مقالاتی که تهیه کرده است ارتباط دارد یا خیر.

هر خواننده ای از طریق شناخت نویسندگان یک دایرة المعارف می تواند به خط مشی و عمر آن مجموعه پی ببرد. برخی از نویسندگان و همکاران ممکن است در قید حیات نباشند. گرچه فقدان چند نفر از نویسندگان قابل قبول است اما اگر فقدان آنها از حد معمولی تجاوز کند، نشان گر استفاده دوباره و فراوان از ویرایش های قدیمی و یا فقدان یک سیاست بازنگری   هدف مند است.

هر دایرةالمعارف، متاسفانه اشتباهات و قلم افتادگی هایی دارد. اکثر این اشتباهات وقتی به نظر ناشر می رسد به سرعت تصحیح میگردد. ولی آزمون واقعی، تعیین همین تعداد اشتباهات است. مجوعه هایی که در اینجا معرفی شده اند اگر چه کاملا بی اشکال نیستند ولی به ندرت اشتباه دارند.

دیدگاه و سـوگـرایی

از آنجایی که انتشـار دایرةالمعارف های عمـومی با خطـر سرمایه گذاری همراه است، تلاش ناشران در این است که گسترده ترین مخاطبان را جذب خود نمایند و کسی را مورد اهانت و بیحرمتی قرار ندهند. علی رغم ادعاهای بعضا پرهیزکـارانه مبنی بربی طرفی و رعایت عدالت همه جانبه، منافع تجاری آنها را تهییج می کند. به طور مثال می توان به استفاده های تبلیغاتی از زنان اشاره کرد که سال های زیادی طول کشید تا ناشران دایرةالمعارف ها به این مساله خاتمه دهند واین انگیزه را فرو نشانند.

تبعیضات جنسی و نژادی پرسروصدا، دیگر دردایرةالمعارف های پایه و پذیرفته شده جایی ندارد؛ لیکن هنوز پرونده آن به کلی بسته نشده است. یک راه برای بررسی این زمینه خاص، مشاهده اسامی زنان مشهور- خصوصا در بین مطالب مربوط به مردم آمریکایی لاتین و آمریکایی های آفریقایی نژاد- است که چگونه معرفی شده اند. همچنین بررسی مقالاتی که در مورد آزارهای جنسی، همجنس بازی و سقط جنین می باشد. مشابه این بررسی ها را می توان در زمینه های جنجال برانگیز،از هیپنوتیزم تا اتانازی(مهرین کشی) انجام داد.

روش دیگر برای بررسی مساله سوگرایی این است که ببینیم ویراستار چه مواردی را برای حذف یا گنجاندن در مجموعه انتخاب می کند وبر چه مواردی تاکید می ورزد. هیچ چیز به اندازه مقالات قدیمی که حاوی عقاید و فرضیه های کهنه ومنسوخ یا بی ارزش است، نمی تواند یک مجموعه را مهجور جلوه دهد. دایرةالمعارفی که برای یک خواننده غربی تدوین می شود به ندرت انتظار می رود به همان اندازه که در مورد مثلا ایالات نیویورک مطلب دارد، در مورد مصر هم داشته باشد. با این وجود، تنها اشاره ای گذرا به کشور مصر مناسب نیست؛ خصوصا با در نظر داشتن تاریخ کهن آن کشور و نیز ظهور آفریقا به عنوان یک قدرت نوین جهانی.

 اعتبار و سوگرایی در قالب های سی دی رام وپیوسته : تمام قواعدی که در بالا ذکر شد، در مورد دایرةالمعارف های الکترونیکی نیز به کار می آید. بر خلاف آثار چاپی که از طریق اعتبار ناشر و نویسندگان می توان به اعتبار اثر پی برد؛ تعیین یک دایرةالمعارف الکترونیکی باهمین معیار گاهی به سختی صورت می گیرد زیرا اغلب اعتبار ناشر ونویسنده در اینترنت قابل مشاهده نیست. البته این مسأله در مورد مجموعه هایی که همتای چاپی دارند ،صادق نیست؛اما می تواند مشکلی جدی در این گونه موارد باشد:

الف)در مواردی که ذکری از نام ناشر یا سازمانی که مسئول انتشار دایرةالمعارف یا یکی از پیوندهای اینترنتی آن است،نشده باشد.حتی اگر نام آن ذکر شده باشد،اغلب راهی برای ارزیابی رسمیت و اعتبار ناشر یا نویسنده وجود ندارد.

ب)داده های حقیقی اغلب فاقد استناد یا اطلاعات کتابشناختی می باشند وبه تبع آن فاقد تاریخ،نام نویسنده و غیره.

ج)تبلیغات در یک سایت ممکن است موجب سوگرایی بسیار شود. د) اغلب تشخیص این مسئله مشکل است که آیا دایرةالمعارف ،سایت،صفحه وب،یا هر چیز دیگر،اثر فردی است که در صدد تحمیل نظرات شخصی است یا تلاشی صادقانه برای آگاهی رسانی؟

تمام شیوه های ارزیابی اعتبار و سوگرایی آثار چاپی و سایر مسائل اضافی مطرح شده برای عناوین الکترونیکی نیز باید مورد استفاده قرار گیرد.

شیوه نگارش

بررسی و مشاهده شیوه نگارش دایرةالمعارف های امروزی نشان دهنده آن است که هدف ومخاطب هیچ کدام از مجموعه های عمومی ،متخصصین نیستند.تعداد افراد معمولی به طور قابل ملاحظه ای از متخصصین بیشتر است. بنابراین آنها بیشتر از همه دایرةالمعارف خریداری می کنند. آگاهی نسبت به این مسئله ناشران دایةالمعارفها را برآن داشته تا بازار خود را موافق سلیقه آنان حفظ کنند. بر این اساس،طبق همان الگوی معمول به هر یک از نویسندگان موضوعات خاصی را به همراه سرفصل مطالب مورد نیاز محول می نمایند. سپس، دست نوشته های آنان به ویراستاران دایرةالمعارف واگذار می شود. این افراد وظیفه اصلاح ،حذف واستعلام مطالب را بر عهده دارند،تا اثر را برای یک خواننده معمولی مناسب و قابل فهم سازند. دامنه ویراستاری بسته به مخاطبان هر دایرةالمعارف تغییر می یابد. در مورد آثار کودکان این دامنه وسیع تر است. در صورتی که برای مجموعه بزرگسالان ،این گستره محدودتر می باشد.

ویراستاران به عنوان پلی بین نویسندگان و خوانندگان عمل می نمایند و در تلاشند تا با هر چه کمتر نمودن کلمات پیچیده و نامفهوم و گنجاندن اصطلاحات قابل فهم برای خوانندگان معمولی و یا جوان ترها،اثر را به مجموعه ای خواندنی مبدل سازند. هدف آنها بیان مجدد عبارات تخصصی در قالب زبان متداول است،بدون آنکه از روش مطالب آن بکاهند و یا نویسنده ای برجسته را بی اعتبار نمایند؛ خصوصا آثار مربوط به علوم انسانی و علوم اجتماعی این عمل بیشتر نمود می یابد. به طور کلی باید آن چنان باشد که نویسندگان متخصص رغبت نمایند زیر مطالب ساده فهم را امضا نمایند.

بهنگام بودن: بازنگری مداوم

همانطور که اکثر ناشران بزرگ دایرةالمعارف، هر ساله به تجدید چاپ کل مجموعه یا جلدهای بازنگری شده می پردازد، برای روزآمد کردن مجموعه نیز در تلاشند. پایگاه های اطلاعاتی الکترونیکی به طور قابل ملاحظه ای این فرآیند را ساده تر می کنند؛ چنانچه ویراستاران می توانند مطالب جدید را اضافه نمایند یا بدون بازآرایی کل مقالات یا بخش های کتاب مواردی را حذف و تصحیح کنند.

کتابدار بدون توجه به فناوری برای روزآمد کردن اطلاعات باید به این موارد آگاهی داشته باشد:

1) تعدادی از دایرةالمعارف های عمومی از کلمه "ویرایش" برای نشان دادن چاپ جدید اثر استفاده می کنند. به طور مثال ویرایش چهاردهم Britanica همان مطالب چاپ های 1929 تا ویرایش پانزدهم آن در 1974 می باشد

 2) تاریخ انتشار اثر را می توان در پشت صفحه عنوان یافت اما این به تنهایی اهمیتی ندارد؛ چرا که معیار دقیقی برای میزان بازنگری و زمان آن ارایه نمی کند. بسیاری از ناشران بزرگ ادعا دارند که سالانه 5 تا 10 درصد مطالب مجموعه خود را بازنگری می نمایند. این ادعای بازنگری دائمی توسط ناشرانی است که می خواهند مجموعه های خود را به کتابخانه ها بفروشند. آنها می دانند که کتابخانه ها تنها در صورتی به خرید مجدد همان مجموعه دایرةالمعارف اقدام می نمایند که بازنگری اساسی در آن ایجاد گردد (به جز در موارد مفقود یا مندرس شدن). 3) بسیاری از دایرةالمعارف ها در هر چاپ کاغذی یا انتشار نسخه الکترونیکی آن را بازنگری می کنند. معمولا سالانه حداقل یک یا دو بار چاپ می شوند.

تا قبل از پیدایش آثار الکترونیکی، ناشران برای روزآمدسازی مجموعه های خود بر سالنامه ها متکی بودند. این بیشتر تکیه گاهی روانشناسانه برای فروش بود تا تلاشی برای روزآمد کردن مجموعه. (برای توصیفی مختصر از این سالنامه ها بنگرید به بخشی که راجع به آنها می باشد.)

بهنگام بودن دیجیتالی: به طور طبیعی، دایرةالمعارف دیجیتالی همچون بسیاری از آثار مرجع دیگر، به یکی از این دو روش روزآمد می شود:

1) ناشرنسخه روزآمد دایرةالمعارف سی دی رامی را، معمولا سالانه، ارسال می کند. بسته به خرید اولیه و توافقی که برای خرید دائم نسخه روزآمد صورت گرفته، قیمت آن معمولا پایین تر است.

2) ناشر از طریق اینترنت و روزانه یا مطالب را بهنگام می کند. روزآمدسازی درون خطی، شامل مقالات بازنگری شده و پیوندهای جدید وب می باشد. هر ماه ناشر به ارایه مقالاتی می پردازد که منعکس کننده پیشرفت های جدید در علم، امور بین المللی و غیره می باشد.

ادعا می شود که فناوری های نوین موجب روزآمدسازی سریع و کارآمد می شود. اما تغییرات جدید به نیروی انسانی نیاز دارد. نقدها، همچنان نشان دهنده آن است که علی رغم شگفتی های عصر دیجیتال، اکثر ناشران بیش از آنچه که به روزآمد ساختن مطالب آثار چاپی اهتمام می ورزند، در مورد آثار الکترونیکی عمل نمی کنند. در هیاهوی روزآمدسازی سریع،ناشران دایرةالمعارف برای ایجاد اثر جدید الکترونیکی بیشتر به تغییر شکل اثر چاپی می پردازند. این عمل فی نفسه منطقی است.اما برای کتابداری که به دنبال داده های تاریخی ،زندگی نامه ها و مطالبی است که ناشر تصور می کند دیگر مورد علاقه خوانندگان نیست،اشکالات فراوانی را به همراه خواهد داشت.کتابخانه های بزرگ ومتوسط ،به ویژه کتابخانه های تحقیقاتی ،این مشکل را با نگهداری مجموعه های قدیمی برطرف می کنند. اما سؤالی که هنوز هم بی جواب مانده است که چگونه منابع قدیمی تری نگهداری یا تهیه می شوند که در قالب درون خطی منتشر می شوند ودر روز یا سال بعد ناپدید می شود؟

روش تنظیم و مدخل

روش تنظیمی سنتی یک دایرةالمعارف چاپی همان تنظیم الفبایی مطالب است که با ارجاعات متقابل متعدد و یک نمایه همراه است. کاربران معمولی به استفاده از ترتیب الفبایی اطلاعات یا همان مدخل اخص عادت کرده اند. در این روش،اطلاعات به بخشهای کوچک خاص تقسیم شده و سپس داده ها بر اساس الفبا در هر بخش منظم شده اند.

تنظیم دیجیتالی :در قالب الکترونیکی ،فی نفسه تنظیم مطالب مطرح نیست؛اما کاربر به نرم افزار مطمئنی برای جستجوی اطلاعات وابسته است که قبلا به کمک ارجاعات متقابل و نظم الفبایی یک نمایه انجام می داد. در این صورت مسأله "تنظیم" در قالب الکترونیکی ،مسأله ای بسیار مهم است و باید روش های جستجوی بسیاری از منطق بولی گرفته تا نمایه حقیقی در آن تعبیه شود.

نمایه      

برخی ناشران مدعی هستند که با استفاده از ترتیب الفبایی به همراه ارجاعات "نگاه کنید به "و "نیز نگاه کنید به "باید در جهت حذف نمایه اقدام کرد. لیکن بحث اصلی این است که یک مقاله خاص ممکن است شامل چندین نام وواقعه باشد که تنها به کمک یک نمایه دقیق و مجزا می توان آنها را یافت. پس وجود نمایه ای دقیق یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

نمایه دیجیتالی : جستجوی یک دایرةالمعارف الکترونیکی به طور معمول با کلید واژه ها یا منطق بولی صورت می گیرد. نمایه ضرورتی ندارد، با این حال می تواند کمک بزرگی باشد،به ویژه برای یافتن اصطلاحاتی که ارتباط الفبایی با هم دارند. همچنین یک  نمایه الکترونیکی برای تشخیص خطاهای املایی ،حداقل در صورتی که اولین یا دومین حرف درست باشد،یاری دهنده است. نظام های الکترونیکی بهتر،حداقل نمایه هایی اصلاح شده و نیز ارجاعات متقابل سنتی دارند.

قالب

قالب مناسب معمولا به مواردی از قبیل مناسب بودن اندازه و شکل حروف چاپی ،تصاویر به کار رفته ،صحافی وآرایش کلی آن اشاره دارد.در موقع ارزیابی قالب این موارد را در نظر بگیرید:

تصاویر(عکسها،نمودارها،جدولها،نقشه ها): هیچ چیز نمی تواند به شخص ارزیاب در مورد بهنگام بودن یک دایرةالمعارف سریع تر از نگاه به تصاویر کمک کند. با این وجود تنها به روز بودن تصاویر نمی تواند بیانگر مناسب بودن اثر باشد،مگر آنکه در ارتباط مستقیم با متن و نیز مطابق سلیقه خواننده باشد. کتابدر لازم است از خود این سؤالات را بپرسد : آیا این تصاویر مناسب سن وسال کاربر تعبیه شده است یا اینکه به کلی برای او بیگانه است؟ آیا تأکیدی بر مطالب مهم هستند یا اینکه بیش از اندازه کلی هستند؟ آیا کاربردی هستند یا صرفا جذابند؟آیا زیر نویس تصاویر کافی است؟

نقشه ها،جزئی از هر دایرةالمعارف می باشند و تنها تعداد آنها ممکن است کم وزیاد شود. بیشتر نقشه ها را "Rand McNally"يا "C.S.Hammond" تهيه می کنند که عموما از خوب تا عالی درجه بندی می شوند. در مجموعه های بزرگسالان معمولا نقشه های اصلی و مهم در جلدی جداگانه و به همراه نمایه عرضه می شوند ولی دایرةالمعارفهای کودکان و جوانان معمولا نقشه ها را در بین متن می آورند. در این صورت باید ارجاعی برای آن نقشه ها در نمایه و یا در متن به صورت ارجاع متقابل در نظر گرفته شده باشد. کتابدار باید ببیند چه تعداد نقشه و چه نوع نقشه هایی برای نشان دادن شهرهای بزرگ جهان ، گسترشهای تاریخی ،تغییرات سیاسی ،کاربری زمین ، آب وهوا و غیره مورد استفاده قرار گرفته است.

اندازه حروف چاپی : اندازه حروف نیز همچون فاصله بین خطوط متن و پهنای ستونها عاملی برای خواناتر نمودن اثر        می باشد.

صحافی: دایرةالمعارفها باید به گونه ای صحافی شوند که برای استفاده مداوم و خشن خصوصا در کتابخانه ها مناسب باشند. از سویی دیگر خریداران باید آگاه باشند که افزایش بهای یک دایرةالمارف ممکن است به خاطر هزینه صحافی جدید آن باشد که اصطلاحا صحافی عالی یا لوکس نامیده می شود . این صحافی اغلب برتری خاصی بر صحافی کتابخانه ای ندارد و در حقیقت نمی تواند با دوام تر از آن باشد.

اندازه جلد: در نهایت باید به اندازه فیزیکی جلد توجه نمود و دید که آیا حفاظت از آن آسان است و دیگر اینکه آیا بدون فشار زیاد بر صحافی می توان کتاب را باز کرد؟

قالب درون خطی و سی دی رامی: به جز صحافی و اندازه جلد ،باقی موارد برای ناشر دایرةالمعارف الکترونیکی هم مطرح است. ویژگیهای کیفی و روزآمدسازی در کنار تصاویر خوب،اهمیت دارد.وجود ویژگیهای مربوط به رسانه ها،از شیارهای صوتی گرفته تا کلیپهای ویدئویی و انیمیشن، هم باید بررسی شود. البته ناشران بیشتر به جنبه فروش این ویژگیها توجه دارند و این روزها برای ارزیابی کیفیت چندان نمی توان به آن اعتماد کرد.

قیمت

چندین مجموعه عمومی هستند که بر روی اینترنت رایگان وجود دارند

ارزیابی فرهنگها

در ارزیابی فرهنگها این گفته سموئیل جانسون را بایستی همواره در نظر داشتکه فرهگها همانند ساعت هستند .داشتن ساعتی که درست کار نمی کند، به مراتب از نداشتن ساعت بهتر است .ولی هیچ کس نمی تواند ادعا کند که ساعت او دقیق است و وقت صحیح را فقط ساعت او نشان می دهد . فرهنگها ،سیاهه و صورتی از لغات یک زبان است و اطلاعات آنها نیز در حقیقت بیانگر و توصیف کننده آن لغات است .چون زبان پدیده ای است که مرتب در حال تغییر است،هیچ فرهنگی نیز نمی تواند با گذشت زمان جامعیت و دقت خود را در آن حد که موقع انتشار داشته حفظ کند .فقط فرهنگی می تواند از گزند روزگار در امان بماند که به زبانی مرده و ایستا تعلق داشته باشد.

در ارزیابی یک فرهنگ باید به نکات زیر توجه کرد :

اول .مقدمه فرهنگ.

ویراستار یا مؤلف فرهنگ گستره ،شیوه تنظیم ،روش

کار و احتمالا کمبودها و کاستیهای فرهنگ را در مقدمه بیان کرده است. مهمترین موضوع در یک کتاب مرجع ، از آن جمله در فرهنگها ،روش استفاده از آن کتاب مرجع است که عموما در مقدمه توضیح داده می شود .از مقدمه های خوب و ارزشمند فرهنگهای فارسی،می توان از مقدمه لغتنامه دهخدا ،مقدمه فرهنگ فارسی (از دکتر معین )،و مقدمه فرهنگ تاریخی زبان فارسی(از دکتر پرویز ناتل خانلری) نام برد.

البته ،خواننده مقدمه،نباید به آنچه در مقدمه آمده و مؤلف فرهنگ ادعا کرده، اعتماد نماید.از این رو-به خصوص در فرهنگهایی که ویرایش اول آن را در دست داریم- بهتر است، آن فرهنگ را بررسی نماییم و صفحات مختلفی از آن را مطالعه کنیم که آیا ادعاهای مؤلف درست است یا خیر.همانگونه که گفته شد بعضی از مؤلفان فرهنگها در عنوان یا مقدمه خود مدعی می شوند که آن فرهنگ فلان تعداد لغت را در بر می گیرد ،لیکن مطالعه ای سریع و شمارشی به اصطلاح سر انگشتی نشان می دهد که آن فرهنگ حاوی گاه نصف آن تعداد لغت است.

دوم .اعتبار ناشر.

همانند دایرةالمعارفها ، امروزه، ناشرانی اقدام به سرمایه گذاری برای تهیه و انتشار فرهنگ   عمومی یا تخصصی       می کنند،که به صورت انحصاری در زمینه کتابهای مرجع از جمله فرهنگها فعالیت می دارند.تهیه یا ویرایش یک فرهنگ کاری است بسیار وقت گیر،سخت و دقیق که نیاز به دانش و تجربه زیادی دارد ودر نتیجه سرمایه گذاری زیادی را می طلبد.از این رو ،ناشر کتابهای مرجع بایستی سرمایه وصبر زیادی داشته باشد.مثلا در غرب،مریام وبستریا لاروس چند نسل است که به کار تهیه وانتشار فرهنگ اشتغال دارند.مؤسسه لاروس در سال 1825 توسط پیر لاروس و آگوستین بوایه تأسیس شد وهدفش در آن زمان انتشار کتابهای صرفا آموزشی بود .این دو همکار در سال 1865 از یکدیگر جدا شدند.

پیر لاروس پس از جدایی از بوایه ،دست به کار تدوین فرهنگ بزرگ لغات سده نوزدهم زد که به قول خودش هدفش افزایش آگاهیها و غنای روح و روان انسان بود.این فرهنگ در سال 1876،یکسال پس از مرگ پیر لاروس ،به بازار عرضه شد.در انتشار این فرهنگ خواهرزاده پیر لاروس به نام ژول هولیه به یاری همسر لاروس آمد و کوشید تا مؤسسه لاروس را حفظ نماید.در سال 1885 بار دیگر بازماندگان لاروس و بوایه با یکدیگر متحد شدند و به کمک خانم لاروس ،مؤسسه را گسترش دادند.این مؤسسه تا به امروز ، دراختیار اخلاف این خانواده است و به کار لنتشار کتابهای مرجع انتشار دارد.اما شرایط وبستر این چنین نشد .شرکت مریام وبستر ،کلیه نسخه های فرهنگ نوآه وبستر را در هنگام مرگش از او خرید. پس از انقضای دوره قانونی حق مؤلف، شرکت مریام وبستر حق قانونی خود را برای انتشار آثار وبستر از دست داد . امروزه هر ناشری می تواند ازکلمه وبستر در عنوان کتاب خود استفاده نماید. از این رو کلمه ((وبستر)) در عنوان فرهنگها، الزاما به معنای نام ((نوآه وبستر)) نیست و الزاما نباید آن را از آن نوآه وبستر دانست .البته شرکت مریام وبستر هنوز به عنوان یک ناشر فرهنگهای انگلیسی زبان ،در ماساچوست فعالیت می کند.

سوم. اعتبار مؤلف یا ویراستار .

دانش ،تجربه وتبحر در زبان وتیزبینی می تواند مهر تأیید بر فعالیت کسی بزند که به تهیه وتنظیم فرهنگ اقدام کرده است. شخصیت قوی وتوانای کسانی چون دهخدا ،دکتر معین ، دکتر جعفر شهیدی ،دکتر محمدرضا باطنی ،سموئیل جانسون ،نوآه وبستر ، پیر لاروس وامثال آنها ، در حکم ضمانت اعتبار فرهنگی است که به همت آنان تهیه وتنظیم یا ویرایش شده است. همچنین اسامی همکاران مؤلف قادر است بر اعتبار فرهنگ بیفزاید،یا از اعتبارآن بکاهد.

چهارم .تاریخ نشر.

یکی دیگر از عواملی که در ارزیابی فرهنگها باید به آن توجه داشت ،تاریخ ویرایش ونشر فرهنگ است. گفتیم که زبان مرتب در حال تغییر وتحول است.امروزه در زبان انگایسی به خصوص در آمریکا لغات وواژه های زیادی ،از پی پیشرفت تکنولوژی و اختراع وسایل جدید ساخته ومصطلح شده است وحتی پاره ای از این لغات جدید به خصوص لغاتی که در زمینه کامپیوتر کاربرد دارد-وارد زبان محاوره ای شده و با معنایی جدا از معنی تخصصی و کاربرد اختصاصی به کار برده می شود. حال اگر به فرهنگی که پانزده تا بیست سال پیش به زبان انگلیسی تهیه و تألیف شده ،مراجعه کنیم ، بسیاری از این لغات نخواهیم یافت،یا لااقل معنی اختصاصی امروزی آن را به دست نخواهیم آورد.از این رو ،تاریخ ویرایش فرهنگ گواه آن است که فرهنگ حاضر تا چه حد و چه مقدار از لغات جدید را در بر می گیرد.در زبان فارسی متأسفانه فرهنگ عمومی جامعی که قابل اعتماد باشد و در چند سال اخیر منتشر شده باشد سراغ نداریم. فرهنگ فارسی دکتر معین و لغتنامه دهخدا نیاز به ویرایش دارند و بایستی با مسایل روز هماهنگ شوند .

پنجم . سطح وکارکرد .

فرهنگ برای چه کسانی و پاسخگویی به چه سئولاتی تهیه و تدوین شده است. فرهنگ عمومی جامع ،فرهنگ عمومی مختصر ،فرهنگهای اختصاصی ،فرهنگهای موضوعی و... هر یک به قصد وهدف خاصی تدوین شده اند و قادرند به مراجعه کنندگان معینی کمک ویاری رسانند. به همین دلیل میزان اطلاعات در فرهنگها به یک اندازه نیست.

ششم .اطلاعات ارائه شده.

اطلاعاتی که ذیل یک واژه(مدخل )داده شده می تواند ملاک خوبی برای ارزیابی آن فرهنگ باشد. البته در نقدوسنجش این اطلاعات باید سطح فرهنگ وهدف از تدوین آن را نیز در نظر داشت . این اطلاعات را می توان به صورت زیر خلاصه و دسته بندی کرد.

6-1-مدخل اصلی . منظور واژه ای است که مراجعه کننده برای کسب اطلاعات به دنبال آن است و بر اساس نظمی که ویراستار یامؤلف در نظر داشته، و در مقدمه شرح داده ،همراه با سایر واژه ها مرتب ومنظم شده اند .در بعضی از فرهنگها اشتقاقات یک واژه ، هر کدام به صورت یک مدخل آورده می شود و در پاره ای از فرهنگها ذیل لغت اصلی قرار می گیرند.

6-2-تلفظ. فرهنگهای ایرانی در سیر تاریخی خود ،تلفظ لغات را به سه صورت داده اند.پاره ای از فرهنگها ،از جمله آنند راج ،تلفظ واژه را با آوردن واژه همسنگ آن نشان می دهد.مثلا ((مار ))بر وزن ((غار)). اشکال این روش در این است که اگر مراجعه کننده ، تلفظ واژه دوم را نداند در می ماند. به علاوه تلفظ لغات در لهجه های مختلف زبان فاسی اختلتفاتی با هم دارند، و در نتیجه نمی توان واژه ای را با تلفظ به اصطلاح استاندارد مصطلح کرد و به مراجعه کننده فرهنگ تلفظ صحیح آن را ارائه داد.در فرهنگهایی که در سده های دوازده وسیزده هجری تهیه شده از اعراب گذاری استفاده شده است.عموما در میان دو کمان ( )اعراب حروف صدادار نشان داده می شود، مثلا ((قشور)) (به فتح اول وضم ثانی)، یا اینکه با نصب اعراب بر روی حروف مدخل ،تلفظ آن را نشان داده اند.مشکل این روش-به خصوص اعراب گذاری بر روی حروف مدخل در این است که به علت مشکلات حروف چینی ، عموما اعراب بر روی حروف صدادار قرار نمی گیرد و به علت چسبیدن الفبای فارسی در نوشتن ،بر روی حروف قبلی یا بعدی واقع می شوند و در نتیجه تلفظ آن واژه ها عملا مشکل می شود. بعضی از فرهنگهای فاسی مثلا غیاث اللغات از دو روش بالا با هم استفاده می کند.روش سوم که در فرهنگ نویسی جدید متداول شده، استفاده از حروف ((فونتیک)) برای نشان دادن تلفظ است.حروف فونتیک که به لاتین هستند ، در علم زبانشناسی برای نشان دادن تلفظ است.حروف فونتیک در علم زبان شناسی برای نشان دادن زبانها و لهجه ها ابداع گردید.در این نظام ،صدای هر حرف را با یک حرف نشان می دهند. و چون نم توان از دو حروف (مثلا sh برای حرف((ش)) )استفاده کرد؛لذا با قرار دادن علایمی در بالا یا پایین حروف ،تلفظهای مختلف حروف را می توان بدست آورد. فرهنگ فارسی دکتر معین ، فرهنگ عمید و بسیاری از فرهنگهای جدید فارسی از حروف فونتیک استفاده کرده اند.از این رو لازم است صورت حروف فونتیک و معادل فارسی آنها در ابتدای فرهنگ آورده شود تا مراجعه کننده بتواند به راحتی از آنها استفاده کند. در فرهنگهای غربی، از روش حروف فونتیک برای نشان دادن تلفظ کلمات استفاده می شود. بعضی از فرهنگهای غربی- مثلا وبستر- دارای نظام فونتیک خاص خود هستند که تفاوت اندکی با بقیه دارد. در اکثر فرهنگهای وبستر ،به منظور کمک به مراجعه کننده، راهنمای حروف فونتیک در پایین صفحات-یا لااقل در پایین صفحات زوج چاپ شده است.

6-3-نشانه های اختصاری.در بسیاری از فرهنگها به خصوص در فرهنگهای معاصر- بعد از تلفظ واژه ،ریشه لغت و کارکرد دستوری آن،با استفاده از نشانه های اختصاری نمایش داده می شود.مثلا در فرهنگ فارسی دکتر معین از نشانه های اختصاری برای نمایش ریشه لغات و نکات دستوری و شعب علوم استفاده شده است.جدولنشانه های اختصاری در دو مقدمه فرهنگ(ص نود و نه) آمده است.در این فرهنگ اصل وریشه لغت در داخل دو قلاب[ ] آمده و نکات دستوری در دو کمان (  ) نشان داده شده است. در مورد اصل وریشه ،الزاما از نشانه های اختصاری استفاده نشده و در پاره ای موارد معادل لغت یا واژه نیز ذکر شده است (مثلا در مقابل واژه ((اهبة)) در دو قلاب چنین آمده است:[=ع.اهبة-اهبت]،یعنی ریشه لغت عربی است وشکل دیگر نوشتن آن ((اهبة))است که به ((اهبت))ارجاع داده شده است.

6-4-گروه معانی.ممکن است یک واژه دارای چندین معنی باشد.از این رو لازم است همه معانی آن آورده شود. از این رو ،ویراستار یا مؤلف ، بنابر اهمیت و اولویت معانی را می آورد و عموما معانی را با شماره از یکدیگر جدا می کنند .د رپاره ای از فرهنگها لغات هم خانواده یکجا آورده می شود. از این رو،برای جلوگیری از تکرار لغتی که ((      ))یا((_)) )استفاده می شود. معانی لغات الزاما به صورت تک واژه نیستند و گاه از جمله یا جملاتی برای تعریف یک مدخل استفاده می شود.

6-5- شاهد مثال یا نقل قولها .در اکثر فرهنگهای عمومی جامع و مختصر به خصوص فرهنگهایی که برای سطح دانشگاهی و تخصصی تهیه شده ،برای کمک به درک معانی و تعاریف واژه ها از شعر و نثر ادبا و دانشمندان آن زبان استفاده می شود.عموما در پایان نقل قول ،نام شاعر یا مأخذ ذکر می گردد. در فرهنگ نویسی به خصوص در غرب سعی در این است که از روزنامه ها و مجلات و کتابهای داستان جاری نیز برای نقل قول و شاهد مثال استفاده گردد.

6-6-ریشه لغات. به غیراز فرهنگهای تاریخی که بحث مفصلی درباره هر لغت دارند و حتی گاه تاریخ دقیق وضع وضرب لغت را نیز می دهند (مانند فرهنگ انگلیسی آکسفورد(OED)،پاره ای از فرهنگهای عمومی ریشه لغت را ،لااقل با ذکر علایم اختصاری بیان می کنند.مانند فرهنگ فارسی دکتر معین ،فرهنگ الفبایی- قیاسی فارسی دکتر مهشید مشیری و امثال آنها .در زبان فارسی لغتنامه دهخدا و به خصوص فرهنگ تاریخی زبان فارسی به طور مفصل در باره ریشه لغت بحث می کنند.

 6-7-کارکرد دستوری و کاربرد لغت. درفرهنگهای عمومی کارکرد دستوری و کاربرد لغت ،لااقل به صورتعلایم اختصاری بیان می شود تا خواننده یا مراجعه کننده فرهنگ از هویت واژه ولغت آگاهی پیدا کند.گاه پیش می آید که یک لغت هم حالت اسم دارد هم حالت فعل. در این صورت مؤلف علامت مصدری را در دو کمان بعد از اسم می آورد .مانند فرهنگ یک جلدی انگلیسی به فارسی حییم.در فرهنگهای اختصاصی موضوعی ،ممکن است کاربرد لغت را در رشته های مختلف علوم بیان نمایند تا نشان دهد که آن لغت در دو یا چند رشته علوم چه تفاوتهایی با هم دارند .

هفتم شیوه تنظیم.

یکی دیگر از عواملی که در ارزیابی فرهنگ از اهمیت زیادی برخوردار است ، شیوه تنظیم فرهنگ است. عموما فرهنگها سیاهه ای از لغات هستند که به صورت الفبایی تنظیم می شوند.لیکن در همین شیوه الفبایی کردن واژه ها نیز تفاوتهایی وجود دارد که از چند نمونه آن می توان نام برد.

7-1-پاره ای از فرهنگها ترکیبات و مشتقات یک واژه را به طور مستقل به حساب می آورند . در این صورت اگر به دنبال واژه ((مشحون))باشیم می توانیم آن را در جای خود ودر ردیف ((م))پیدا کنیم ، مانند فرهنگ فارسی دکتر معین یا فرهنگ عمید.

7-2-پاره ای از فرهنگها از دو شیوه بالا با هم استفاده میکنند ، یعنی هم ذیل واژه اصلی ترکیبات ومشتقات آورده  می شود و هم در مواقعی خود آن واژه ترکیبی .

7-3-تنظیم الفبایی قیاسی.خانم مهشید مشیری در مقدمه فرهنگ خود،روش تنظیم آن فرهنگ را الفبایی قیاسی معرفی می کند و می نویسد:روش الفبایی قیاسی واژگان زبان به عنوان یک مجموعه ساختاری منسجم در نظر گرفته می شود. در این روش از طریق روابط قیاسی و منطقی موجود بین واژه ها سعی می شود که یک تصویر متناجس ساختاری و زنجیره ای از گروه های واژگانی گوناگونی بدست داده شود،به ترتیبی که واژه های هر گروه به کمک هم آیند و متقابلا تعیین کننده ارزش یکدیگر باشند ،و هر واژه سر نخی باشد برای جستن واژه هایی که در کلاف هر مجموعه واژگانی از حیث معنایی وصوری با آن ارتباط دارند.برای این کار از  تداعی معانی کمک گرفته می شود. هر چند که ممکن است از یک معنی ، معانی متفاوتی به ذهن افراد گوناگون تداعی شود. روش الفبایی- قیاسی به ما امکان می دهد که علاوه بر اطلاعات تجریدی (مانند ریشه شناسی،تلفظ،مقوله دستوری ... یا احیانا مترادفها و متضادهای )مربوط به یک واژه ،بتوانیم از طریق روابط قیاسی و منطقی آن واژه ها و واژه های دیگر مجموعه کاملی از اطلاعات یکپارچه و هماهنگ مربوط به یک گروه از واژگان را در اختیار مراجعه کننده فرهنگ بگذاریم ،و با مراجعه ساده ای که به فرهنگ می کند ،از طریق ارجاعات لازم او را در مسیری قرار دهیم که از شاخه واژه ای به شاخه واژه دیگر ،از اندیشه ای به اندیشه دیگر و از شناخته هایش به ناشناخته ها برسد...(مقدمه فرهنگ الفبایی قیاسی فارسی.ص نه)

7-4- پاره ای از فرهنگها با توجه به هدف تدوین و تألیف با روش خاصی الفبایی شده اند،مانند لغتنامه فرس اسدی طوسی.این لغتنامه بر اساس حرف آخر کلمات الفبایی شده است. از این رو ،مثلا واژه های ((ما)) و ((چاه)) در ردیف ((ه)) آمده است. این فرهنگ برای استفاده شاعران در یافتن قافیه تهیه و تدوین شده است. بعضی از فرهنگهای عربی هستند که بر اساس حروف حلقی الفبایی شده اند .این گونه تنظیمها امروزه متروک گردیده است.

به طور کلی در روش الفبایی در فرهنگهای فارسی (همانند دایرةالمعارفهای فارسی) مشکلاتی وجود دارد.از آن جمله ادغام یا جدا کردن ((الف)) و ((آ)) و وضعیت همزه. این موارد در مقدمه فرهنگ بایستی توضیح داده شده باشد و خواننده را برای سهولت در استفاده از فرهنگ یاری نماید.

هشتم اطلاعاتی جنبی .

فرهنگها علاوه بر تعاریف و شرح لغات،دارای اطلاعات جنبی نیز هستند. مانند اسامی افراد،اماکن جغرافیایی ،طرز نگارش و امثال آنها .پاره ای از فرهنگها اسامی افراد ، اماکن جغرافیایی و به طور کلی اعلام را در ردیف واژه ها و لغات فرهنگ الفبایی کرده و توضیح داده اند .مانند لغتنامه دهخدا که در حقیقت ترکیب یک دایرةالمعارف و یک فرهنگ است. در پاره ای فرهنگها ،بخش اعلام مستقل است و از بخش لغات جداست،مانند فرهنگ فارسی دکتر معین (جلد5و6) و فرهنگ عمید و المنجمد. در این صورت اگر اطلاعات مختصری در باره یکی از مشاهیر یا شهر یا کشوری لازم داشته باشیم ، می توانیم با مراجعه به این فرهنگ اطلاعاتی ، هر چند مختصر کسب نماییم.

در فرهنگهای غربی علاوه بر اعلام ،ممکن است درباره روش و اسلوب نگارش ،فشرده دستور زبان ،فهرست دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نیز آورده شده باشد. به هر حال بررسی این قسمت در ارزیابی فرهنگ از اهمیت برخوردار است.

نهم شکل ظاهری فرهنگ.

نوع حروف،ریز و درشتی حروف، چاپ و استحکام صحافی ،نوع کاغذ از عواملی است که در ارزیابی همه کتابهای مرجع ،از جمله فرهنگها ،از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیرا فرهنگها از کتابهای مرجعی هستند که دائما و به تعداد زیاد به آن مراجعه می شود. تصاویر کتاب فرهنگ،خواه آنها که به صورت جداگانه چاپ می شوند و خواه آنها که در متن آورده می شوند اهمیت زیادی دارند.گاه پیش می آید که تعریف یک واژه ، حتی در چندین جمله و عبارت امکانپذیر نیست و با یک تصویر کوچک به راحتی می توان اطلاعات لازم را به مراجعه کننده داد. مثلا بخواهیم درباره فلان گیاه یا حیوان بومی آفریقا یا آمریکای لاتین اطلاعاتی به یک مراجعه کننده ایرانی بدهیم ،تصویری از آن گیاه یا حیوان تا حد زیادی گویا خواهد بود. همچنین است در مورد پوشاک یا لباس یک قبیله یا جامعه ای که برای مراجعه کننده فرهنگ آشنا نیست. از این رو تصاویر فرهنگ بایستی دقیق و روشن چاپ شده باشند.        

ارزیابی زندگینامه ها

در ارزیابی زندگینامه ها، کتابدار مرجع باید نکات زیر را در نظر بگیرد.

1-  نحوه انتخاب صاحبان ترجمه. بدون شک تهیه یک زندگینامه عمومی در سطح محلی یا ملی یا منطقه ای و یا جهانی امکانپذیر نبوده و نخواهد بود. آیا زندگینامه ملی باید در برگیرنده همه افراد آن کشور باشد؟بدون شک پاسخ به این سؤال منفی است و عملا زندگینامه ملی ایران نمی تواند در بر گیرنده مشخصات و شرح حال همه افراد جمعیت ایران باشد،بلکه فقط می تواند در صد کوچکی از این جمعیت را که در زمینه ای سیاسی ،هنری ، اجتماعی ،علمی و... شهرت یافته اند در بربگیرد.سرشناس بودن و شهرت داشتن هم یک امر نسبی است . البته در تهیه زندگینامه های موضوعی تعیین معیارها و استانداردها برای انتخاب افراد به مراتب ساده تراست.مثلا اگر بخواهیم راهنمایی از مشخصات پزشکان ایران تهیه کنیم، تعیین معیارهایی (چون طبیب  بودن ، شاغل بودن ، تخصص و امثال آنها) در مقایسه با تهیه یک زندگینامه عمومی آسانتر است . به هر حال ، لازم است معیارها و استانداردها و روش انتخاب به طور کامل و جامع در مقدمه زندگینامه تشریح  شود. گاه ممکن است با درنظر گرفتن یک معیار، کار انتخاب به آسانی انجام گیرد ، مثلااگر بخواهیم زندگینامه برندگان جوایز نوبل را تهیه کنیم ، با در نظرگرفتن همین یک معیار- بدون در نظر گرفتن معیارهای دیگری چون زبان ، ملیت ،جنسيت ، تخصص و ... می توانیم کار را به پایان برسانیم. بدون شک در زندگینامه های جاری عامل زمان نقش بسیار مهمی بر عهده دارد . اگر بخواهیم زندگینامه ای عمومی از دولتمردان جهان تهیه کنیم ، شاغل بودن و بر مسند صدارت و وزارت بودن صاحب ترجمه ملاک بسیار عمده های است . از این رو ، در ویرایش بعدی بایستی نام زنان و مردانی را که به علت مرگ ، کودتا و یا هر علت دیگری از حکومت کنار گذاشته شده اند ، از آن مجموعه حذف کنیم و به جای آنها نام کسان دیگری را ، به قدرت رسیده اند بگذاریم.

2-اعتبار زندگینامه نویس : ویرایشگر و ناشر در انتخابهای مرجع و از آن جمله زندگینامه ها از اهمیت زیادی برخوردار است . آیا زندگینامه نویس (یا زندگینامه نویسها) در آن زمینه خاص موضوعی صلاحیت و تجربه لازم و کافی دارند ؟ فرایند گرداوی اطلاعات به  چه صورت بوده است ؟ ویرایشگر زندگینامه های جاری عموماً اطلاعات لازم را از طریق پرسشنامه ، از صاحبان ترجمه گردآورمی کند. در مورد زنئگینامه گذشته نگر ، زندگینامه نویس باید بکوشد تا با استفاده از منابع و ماخذ معتبر و روزآمد کردن کار خوداستفاده کند. گرآورنده یا زندگینامه نویس باید از پیشداوری بپرهیزد و در تجزیه و تحلیل افکار و آثار صاحبان ترجمه حب و بغض نداشته باشد . زندگینامه نویس همچون مورخ باید بکوشد تا بیغرضانه کار تحقیق خود را انجام دهد ، هر چند که نباید از او انتظار داشت تا بی طرف بماند ، زیرا زندگینامه نویس بر اساس جهان بینی خود        می اندیشد و قضایا را بررسی می کند و بدون تردید نمی تواند بیطرفانه مسایل را بشکافد ، ولی جا دارد که از کینه ورزی و غرض بپرهیزد.

معاصر بودن زندگینامه نویس و صاحبان ترجمه می تواند یکی ازملاکهای قضاوت صحیح در مورد صاحبان ترجمه باشد . زیرا نویسنده ، خود در آن شرایط اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی زنئگی می کند که صاحب ترجمه در آن شرایط بوده است.از این رو می تواند تصویری دقیق و راستین از شرایط اجتماعی و روحی صاب ترجمه ارائه دهد که برای زندگینامه نویسان نسل های بعدی امکانپذیر نخواهد بود.در واقع معاصر بودن با صاحب ترجمه ، نویسنده را در گردآوری اطلاعات لازم بیشتر یاری می دهد. مثلاً شرح حالی که این شداد (متوفی در636 ق ) از صلاح الدین ایوبی معاصر خود- ارائه می دهد به مراتب بهتر و صادقانه تر و واقعی تر از شر حالی است که مورخی که بعد از او آمده می تواند به ما بدهد.

ولی آیا این ترس و نگرانی نباید وجود داشته باشد که معاصر بودن و نزدیکی به صاحب ترجمه ممکن است علت سازش ، ترس،تملق و چاپلوسی گردد؟ مثالی که عبدالغنی حسن برای ما می آورد بسیار جالب است. مورخ بزرک ابوالحسن مسعودی (346 ق) صاحب کتاب مروج الذهب فی معادن الجوهر و معاصر خلیفه عباسی القاهر که در 320 هجری به خلافت رسید بود. وی تمام سعی خود را مبذول داشته و حتی واقعیتهای تاریخی را پنهان کرده و از خلیفه قاهر چنین سخن گفته: او با شهامت دشمنان خود را بشدت سرکوب می کرد و برخی افراد حکومت ازجمله مونس خادم، بلیق و علی ابن بلیق را از بین برد و مردم از او می ترسیدند . ولی مورخ درباره آنچه خلیفه با نامادری خود کرد سکوت کامل اختیار می کند. بله، مسعودی برای جلب رضایت قاهر و و یا از ترس او سکوت کرد و به این دلیل مساله کنجه دادن نامادریش روشن نشد، مگر بعد از گذشت زمان و در امان بودن مورخان از حمله و خشم خلیفه. در قرن هشتم مورخی چون ابن کثیر ( مستوفی در 774 ق) آن واقعه هولناک را به طور دقیق بازگو کرد.

گاه ممکن است رقابتهای سیاسی میان دو نفر موجب کینه توزی در نگاشتن تاریخ یا زندگینامه آنها شده باشد. از آـن جمله است تصویری که ابوحیان از صاحب بن عباد برای ما ترسیم می کند. او صاحب بن عباد را مردی بد زبان، کینه ورز، حسود، بدبین و ستمگر و مغرور معرفی میب نماید، در حالیکه معاصر دیگر عباد یعنی ثعالبی در یتیمه الدهر او را بزرگ مشرق، تاریخ مسجد، برگزیده زمان و سرچشمه عدالت و احسان معرفی می کند، و می نویسد: ... کسی است که می توان با جمیع الفاظ در مدح او سخن گفت و اگراو نبودبازاری برای فضل در زمان ما  به وجود  نمی آمد.

وقتی زندگینامه نویسی با دو تصویری چنین متضاد از یک شخص ، آن هم بقلم دو نفر از معاصرانش برخورد می کند ، باید صبورانه و محتاطانه غبار زمان را پاک کند و بکوشد تا به حقیقت دست یابد. در مورد مثال فوق پس از تحقیق در می یابد که ابوحیان ابتدا به نزد عباد می آید و سپس مصاحبت او را مورد نکوهش قرار می دهد، همانطور که دوستی ابوالفضل بن عمید ، ادیب و  وزیر معروف آل بویه را نیز که در نویسندگی و شاعری و دلاوری و بزرگواری شهرت داشته، ارج ننهاد. از این رو گفته های ابوحیان درباره صاحب بن عباد مورد تردید است.

3- اعتبار ناشر: اعتبار ناشر زندگینامه ها چه از نظر بنیه مالی و چه از نظر تجربه در کار انتشار کتابهای مرجع به طور عام و زندگینامه ها به طور خالـص از اهمیـت ویــژه ای برخــوردار است.

1- طــول مقالات : با توجه به نیاز مراجعه کننده و هدفهای ویرایشگر از گردآوری و تهیه کتاب، طول مقالات در زندگینامه ها فرق می کند. اطلاعات گرد آمده در یک زندگینامه جاری (مانند راهنمای دانش آموختگان کتابداری ایران) بسیار فشرده و کوتاه است و عموماً شامل تاریخ تولد، درجه تحصیلات، مشاغل، تالیفات، نشانی و تلفن صاحب ترجمه است، در حالی که اطلاعات مندرج در یک زندگینامه های گذشته نگر طولانی است.

2-تاریخ نشر.یکی دیگر از ویژگیهایی که باید در ارزیابی زندگینامه ها به خصوص در زندگینامه های جاری مورد توجه قرار گیرد ، تاریخ نشر اثر است . از آنجا که زندگینامه های جاری حاوی اطلاعات تغییر پذیر هستند ،بهتر است همیشه آخرین ویرایش آنها مورد استفاده کتابدار مرجع قرار گیرد .

3-ضبط اعلام وتارخهای تولد ووفات. یکی از مشکلات زندگینامه های فارسی و عربی ،ضبط اعلام است.جابجایی نقطه ممکن است موجب اشتباه زندگینامه نویس و یا خواننده بشود. از آن جمله است ((ابو حبان)) و((ابو حیان)). گاه ممکن است دو نام از لحاظ حروف کاملا شبیه ،ولی از نظر اعراب با هم فرق داشته باشند.مثلا ((عماره)) با ضم عین و ((عماره)) با کسر عین و... و همچنین است در مورد کسانی که شهرت آنها یکی است و اسم پدران آنها فرق دارد، مثلا بزرگانی از خاندان آل طاووس برخاسته اند ، وهمگی آنها به ابن طاووس شهرت دارند و یا ابن عمید (پدرو پسر) و... مؤلفان مسلمان برای رفع این مشکلات اقدام به تهیه کتابهای زیادی کرده اند. از آن جمله است کتاب المؤتلف والمختلف اثر الحسن بن بشر. این نخستین کتابی است که برای تعیین نام شعرا و کنیه ها و القاب ایشان همراه با اطلاعاتی تهیه شده است . بسیاری دیگر از مورخان و زندگینامه نویسان مسلمان اقدام به تهیه چنین کتابهایی کرده اند،ازآن جمله است خطیب بغدادی که کتابی در 16جلد با عنوان تلخیص المتشابه فی الرسم ... برای رفع این مشکل تدوین کرد. موضوع دیگر تاریخهای تولد ووفات صاحبان ترجمه است. گفتیم که بسیاری از زندگینامه های عمومی اسلامی بر حسب تاریخ وفات صاحبان ترجمه تنظیم شده است،از آن جمله مفاخر اسلام .توجه و عنایت زندگینامه نویسان اسلامی به تاریخ وفات بیش از تاریخ تولد بوده است. زیرا هنگام تولد یک کودک ،هیچ کس از آینده ومقام او چیزی نمی داند، لذا بسیاری از مشاهیر و دانشمندان زمانهای گذشته هستند که از تاریخ تولد آنها بی اطلاع هستیم،ولی تاریخ وفات آنها را ضبط کرده اند. البته این مشکل در مورد زندگینامه های جاری چندان وجود ندارد.این خلکان تاریخ تولد بسیاری از بزرگان را حتی با ذکر روز،هفته،ماه وسال ثبت کرده است . در صورتی که تاریخ دقیق تولد را نمی دانسته ،آن را با ذکر حادثه ای یا دوره خلافت خلیفه ای مشخص کرده است. با همه کوشش مورخان و زندگینامه نویسها ،باز هم در مورد سال وفات بسیاری از مشاهیر آشفتگی و تعدد روایات وجود دارد.مثلا تاریخ وفات ابن راوندی را 245 و یا 250 هجری قمری ذکر کرده اند و تاریخ وفات احمد بن فارس را سال 375 یا 390 هجری دانسته اند .زندگینامه نویس باید بکوشد و تحقیق کند تا حد ممکن سال تولد و وفات صاحبان ترجمه را ارائه دهد.

تنظیم زندگینامه. گفتیم که روش تنظیم زندگینامه ها تفاوت دارد. هر چند که روش الفبایی معمول تر است ،ولی در بین زندگینامه نویسهای اسلامی روش تنظیم الفبایی بر اساس نام کوچک مرسوم بوده و هست و این موجب اشکال است .برخی ترتیب الفبایی را به طور اعم و در مورد کلیه اعلام به کار برده اند. مانند ابن خلکان در الوفیات و یاقوت رومی نویسنده معجم الادباء. برخی دیگر به احترام نام پیامبر (ص) کتاب خود را با ذکر اسامی کسانی که محمد نام داشتند آغاز کرده وسپس ترتیب الفبایی را در مورد اعلام دیگر رعایت نموده اند . عده ای نیز کتاب را با ذکر اسامی کسانی که محمد نام داشتند آغاز وسپس با اسامی احمد وابراهیم ادامه داده اند وپس از آن اسامی دیگر را طبق حروف الفبایی تنظیم کرده اند،مانند خطیب بغدادی و سیوطی.در صورتی که زندگینامه بر اساس نام کوچک تنظیم شده باشد ،مراجعه کننده باید نام کوچک صاحب ترجمه را بداند و این خود می تواند یکی از مشکلات بازیابی اطلاعات باشد ،چنانچه در مورد تاریخ رجال ایران در قرون 12 و 13و 14 گفتیم .این نوع زندگینامه های عمومی حتما باید دارای ارجاعات لازم از کنیه و لقب و... افراد به نام کوچک آنها باشد. در صورتی که این کتابها دارای نمایه ای تفسیری و مفصل باشد می تواند مراجعه کننده را یاری نماید. وجود چنین نمایه ای در زندگینامه هایی که بر اساس تاریخ تولد و یا وفات صاحبان ترجمه،و یا به صورت قرنی و یا بر اساس نام شهرها تنظیم شده اند لازم وضروری است.

ملاکهای دیگر . که در ارزیابی زندگینامه ها حائز اهمیت هستند می توان به طور خلاصه به شرح زیر آورد:آیا زندگینامه تصویر هم دارد؟ آیا مقالات زندگینامه کتابشناسی دارد یا نه ؟ وجود کتابشناسی و تعیین اعتبار منابع و مأخذ مورد استفاده زندگینامه نویس از اهمیت خاصی برخوردار است . نحوه چاپ،نوع حروف وبه خصوص صحافی کتابهای زندگینامه ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

ارزیابی منابع جغرافیایی

در این قسمت بیشتر به نحوه ارزیابی نقشه ها و اطلسها می پردازیم .در تهیه نقشه از ریاضیات و هنرهای گرافیکی استفاده زیادی می شود و ازاین رو،ارزیابی نقشه ها و اطلسها نیاز به دقت،تجربه و مهارت دارد.

ناشر: تهیه و انتشار نقشه واطلس به دقت ،مهارت و صرف هزینه زیادی نیاز دارد،و هر ناشری قادر نخواهد بود که اقدام به تهیه و انتشار نقشه واطلس نماید.از این رو،ناشر،یکی ازعوامل مؤثردرارزیابی وقبول یا ردنقشه واطلس محسوب                 می شود.درایران،مؤسسه کارتوگرافی سحاب وگیتاشناسی از اهمیت ویژه ای برخوردارند.مؤسسه سحاب سه نسل متوالی است که با کارتوگرافی وانتشار نقشه های ایران وجهان سروکارداردوکارهای ارزنده ای منتشرکرده است.مؤسسه گیتاشناسی اگرچه سابقه سحاب را ندارد،لیکن چون ازآن مؤسسه برخاسته وجداشده،باظرافت کار آشنایی کافی دارد وکارهاوآثار ارزشمندی که منتشر کرده گواه این امر است. سازمان نقشه برداری کشور وسازمان جغرافیایی ارتش-به دلیل حساسیت وظایفی که برعهده دارند-ازاعتبار خاص و ویژه ای برخوردارند وکارهای آنها مورد قبول است وکتابخانه ها می توانند از آنها استفاده زیادی بنمایند.

درصورتی که کتابدارمرجع ناشر نقشه یا اطلسی را که دردست ارزیابی دارد نمیشناسد،لازم وضروری است به دیگرآثاری که آن ناشر درزمینه جغرافیا- به خصوص به صورت نقشه واطلس منتشر کرده مراجعه نماید. گاه پیش می آید که تهیه کننده نقشه وناشر که فرد یا مؤسسه جداگانه هستند. دراین صورت، کتابدار مرجع باید نسبت به اعتبار هرکدام از آنها تفحص وجستجو کند.

1-اعتبار کارتوگراف وتهیه کننده نقشه: تعداد معدودی تهیه کننده نقشه درجهان وجود دارند که از اعتباروحیثیت خاصی برخوردارند وبرای دایرةالمعارفها وکتابهای معتبرنقشه تهیه می کنند. مثلا جان بارتولومو که کارتوگرافی دو اطلس مهم، یعنی اطلس جهانی تایمزواطلس جهانی نیویورک تایمز راانجام داده ازاعتبار ویژه ای برخوردار است ونام اودرحاشیه نقشه یادرشناسنامه کتاب اطلس می تواند عامل مهمی برای انتخاب ومراجعه به آن اثرباشد.

2-دامنه ومیزان اطلاعات:میزان اطلاعات وحدود دامنه منابع جغرافیایی به طور کلی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است.کتابدار مرجع بایستی مقدمه اطلس یا سایر منابع جغرافیایی را به دقت مطالعه کند ویا بررسی دامنه ومیزان اطلاعاتی را که ارائه می دهد ارزیابی وبررسی کند. دریک اطلس جغرافیایی باید فضایی که برای کشور در نظر گرفته می شود، متناسب با وسعت جغرافیایی آن کشور باشد. درحالی که بسیاری از اطلس های جغرافیایی منتشره در آمریکا، وزنه اطلاعاتی را برای ایالات متحده بسیار سنگین گرفته اند ودر نتیجه بسیاری از نقاط جهان نادیده گرفته شده است. کیستر خاطرنشانمی کند، در حالی که آسیا حدود تقریبا 30 درصد مساحت کره زمین و 60 درصد جمعیت جهان را به خود اختصاص داده، در بسیاری از اطلسهای آمریکایی عنایت چندانی به آن نشده است. ممکن است استدلال شود که این اطلسها بیشتر جنبه اطلسهای ملی را دارا هستند و برای استفاده کتابداران و مراجعه کنندگان آمریکایی تهیه شده اند در چنین ایرادی به اطلسهای اروپایی نیز وارد است. به هر حال، کتابداران ایرانی در ارزیابی منابع جغرافیایی برای کتابخانه خود باید میزان اطلاعات و دامنه منابع جغرافیایی و نقشه ها دقت نمایید واطلسی را انتخاب کنند که بیشتر توان را برای پاسخگویی داشته باشد. مثلا اطلس جهانی تایمز  (چاپ انگلیس) در مورد کشورهای غیراروپایی از اطلاعات بیشتری برخوردار است.

در مورد جاینامه ها فرهنگهای جغرافیایی نیز عامل دامنه ومیزان اطلاعات بسیار مهم است. یک جاینامه یا فرهنگ جغرافیایی که در آمریکا تهیه و منتشر شده و به یک جاینامه ملی شبیه است، بیشتر برای پاسخگویی به سؤالاتی که در زمینه اسامی شهرها، رودها و سایراماکن جغرافیایی آمریکا مطرح می شود کارآیی دارد. البته پارهای از جاینامه ها از جمله فرهنگ نوین جغرافیایی وبستر و جاینامه جهانی کلمبیا لیپین کات وسعتی جهانی دارند، اما درمورد تعبیه، کتابدار مرجع بهتر است، دقت کافی برای انتخاب آنها به نسبت نیاز مراجعه کنندگان مبذول نماید.

1-روز آمد بودن. در مورد منابع جغرافیایی به خصوص در مورد نقشه ها و جاینامه ها عامل روز آمد بودن بسیار مهم است. مگر در مواردی که مراجعه کنندگان با پژوهش تاریخی سر و کار داشته باشد و نیاز به اطلاعات روزآمد نداشته باشد. فروپاشی اتحاد شوروی و تأسیس چندین جمهوری جدیدالتأسیس تقریبا از اهمیت کلیه اطلسها و جاینامه ها و نقشه های موجود کتابخانه برای پاسخگویی به مراجعه کننده کاسته است کتابدار مرجع قادر نخواهد بود پاسخ مراجعه کنندگانی را به دنبال پرچم کشورهای جدیدالتأسیس ،یا اطلاعاتی در باره آنها است بدهد. همچنین است تغییرات ژئوپلتیک در اروپای شرقی و اتحاد آلمان . از مورد دیگر می توان از کتابهایی نام برد که حاوی اطلاعات آماری درباره کشورهای جهان هستند و هر ساله عموما- ویرایش جدید آنها منتشر می شود.

1-مقیاس . یکی از عوامل مهم در ارزیابی منابع جغرافیایی مقیاس نقشه ها در آن منابع است . همانطور که گفته شد ، هر چه مقیاس نقشه ای بزرگتر باشد،میزان اطلاعات مندرج در آن نقشه بیشتر خواهد بود.

شکل ظاهری .شکل ظاهری به خصوص در مورد نقشه ها و اطلسها- یکی از عوامل مهم ارزیابی است. بدون مراجعه کننده در نخستین برخورد با نقشه ،این سؤال برایش مطرح می شود که آیا می تواند پاسخ سئوالش را در این نقشه پیدا کند .رنگ آمیزی نقشه می تواند به مراجعه کننده در بازیابی اطلاعات کمک مؤثری بنماید. رنگ آمیزی باید به گونه ای باشد که رنگهای کشورهای مجاور به نحو چشمگیری از یکدیگر متمایز باشد. پاره ای از رنگها در نقشه کشی استاندارد شده است. از آن جمله است رنگ قهوه ای برای برجستگیها و رنگ آبی برای دریاها .استفاده از رنگ،هاشور و سایه روشنها می تواند در نشان دادن برجستگیها و فرورفتگیهای نقشه مؤثر باشد.نقشه های برجسته و برجسته نما،در کلاسهای درس و مؤسسات آموزشی از      کا رآیی بیشتری برخوردار هستند.

نکته دیگری که در شکل ظاهری نقشه ها مهم است ،استفاده از علایم و نشانه ها برای نشان دادن شهرها ی درجه اول ،پایتختها ،خطوط مراسلاتی،راهها ، راه آهن، مرزهای سیاسی و رودخانه و امثال آنها است. لازم وضروری است جدول این نشانه ها و علایم در حاشیه نقشه ،یا در صفحه های اول و آخر اطلس چاپ شود تا مراجعه کنندگان بتوانند به سهولت و راحتی از آنها استفاده کنند.

چاپ طول وعرض جغرافیایی در حاشیه نقشه ها به خصوص در اطلسها- یکی دیگر از امتیازات نقشه ها در ارزیابی منابع جغرافیایی است. در پاره ای از نقشه ها طول وعرض جغرافیایی با میزانهای درجه ،دقیقه وحتی ثانیه نشان داده می شود.مثلا 22"َ,15´,37° N (يعني مدار سی و هفت درجه و پانزده دقیقه و بیست و دو ثانیه شمالی ). همانطور که گفته شد،طول وعرض نقشه ها با حروف و عدد به فواصل معینی تقسیم شده و با اتصال این نقاط نقشه به تعدادی مربع تقسیم می شود. از این اعداد و حروف ،عموما در نمایه اطلسها استفاده می گردد. مثلا وقتی در نمایه آمده است :((اصفهان 6 ج: 27))یعنی مراجعه کننده باید به نقشه صفحه 27 مراجعه نماید و پاره خط ج را در محور عمودی و شماره 6 را در محور افقی نقشه پیدا کند. از امتداد این دو ،مربعی در نقشه به دست می آید که اصفهان در آن مربع قرار دارد . از نظر ارزیابی هر چه وسعت این مربعها در نقشه بزرگتر باشد ارزیابی اطلاعات در آن مربع مشکلتر خواهد بود.بالاخره در مورد شکل ظاهری ،همانند سایر منابع مرجع ،چاپ و صحافی اطلسها و سایر منابع جغرافیایی و نوع کاغذی که نقشه بر روی آنها چاپ شده،بسیار مهم است. زیرا اطلسها از گوده کتابهایی هستند که هم زیاد مورد استفاده قرار می گیرند و هم به دلیل صرف هزینه زیاد ،قیمتها آنها گران است. از این رو ،دقت در چاپ ،دقیق بودن رنگها ،و صحافی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

7- نمایه ها. در اطلسها و منابع جغرافیایی نمایه ها نقش مهمی در بازیابی اطلاعات دارند. اگر اطلسی فاقد نمایه باشد، مراجعه کننده در بازیابی اطلاعات تا آن حد با مشکل روبرو می شود که احتمال دارد از مراجعه به آن اطلس صرفنظر کند. همچنین در مورد جاینامه ها و راهنماها . ضروری است که ارجاعهای لازم در نمایه ساخته شود . در صورتی که املای نام شهری متفاوت باشد(مثلا اتریش و اطریش یا پکن و بجینگ) می بایستی از یکی از صرتها به دیگری ارجاع نگاه کنید به وجود داشته باشد. کتابدار مرجع بهتر است چند سئوال فرضی را با منابع جغرافیایی که در دست ارزیابی دارد پاسخ دهد تا از میزان کارآیی ،دقت و روزآمد آن منابع آگاهی یابد.

        منابع :

 ابرامی هوشنگ شناختی از دانش شناسی ( علوم کتابداری و دانش شناسی ) تهران : کتابدار  1383.

دیانی ،محمد حسین ،اصول و خدمات مرجع در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی . مشهد : انتشارات کتابخانه                رایانه ای،1382 .

کتس ، ویلیام ، دایره المعارفها : ترجمه و تالیف آیدین  آذری : تهران ، کتابدار ، 1384.

مرادی ، نوراله ، مرجع شناسی : شناخت خدمات و کتابهای مرجع تهران : فرهنگ معاصر 1373 .

محسني ،حميد،مجموعه سازي وخدمات تحويل مدرك تهران : نشر كتابدار، 1382